<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سلامت روان در مدرسه</title>
    <link>https://www.jmhs.ir/</link>
    <description>سلامت روان در مدرسه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل ساختاری نقش میانجی جهت گیری منفی به مشکل دررابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با نشانه های اختلال اضطراب فراگیردردانشجویان موسسه آموزش عالی میزان تبریز</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_232298.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری نقش میانجی جهت گیری منفی به مشکل در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با نشانه های اختلال اضطراب فراگیر در دانشجویان موسسه آموزش عالی میزان تبریز انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی میزان تبریز در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه آماری شامل 300 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس اضطراب فراگیر (7-GAD)، پرسشنامه تجارب آزاردهنده دوران کودکی (CTQ) و پرسشنامه جهت‌گیری منفی نسبت به مشکل (NPOQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که تجارب آسیب‌زا 9/18 درصد از تغییرات جهت‌ گیری منفی و همراه با آن3/42 درصد از تغییرات اختلال اضطراب فراگیر را پیش‌بینی می‌کند. اثر مستقیم آسیب‌های کودکی بر اضطراب فراگیر(365/0&amp;amp;beta;=) و جهت‌گیری منفی(435/0&amp;amp;beta;=) معنادار بود. همچنین جهت‌گیری منفی به مشکل با ضریب 403/0 به طور مستقیم بر اضطراب فراگیر تأثیرگذار است و نقش میانجی آن با ضریب 175/0 تأیید شد. با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که تجارب آسیب‌زای دوران کودکی به ‌طور مستقیم و از طریق میانجی‌گری جهت‌گیری منفی به مشکل، نقش مهمی در افزایش نشانه‌های اختلال اضطراب فراگیر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنکور، مسابقه پول یا استعداد؛ 10 نفر قبولی، 290 نفر شکست، آیا این سرمایه گذاری سودآور است؟</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_234708.html</link>
      <description>کنکور ایران، سرمایه‌گذاری عظیمی با بازده نزدیک به صفر است. سرمایه شامل زمان (۳&amp;amp;ndash;۵ سال)، انرژی، هزینه‌های مالی (۵۰&amp;amp;ndash;۵۰۰ میلیون تومان)، و سرمایه روانی-عاطفی میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده است. سود تنها قبولی محدود (مثلاً ۱۰ نفر از ۳۰۰ در رشته‌های خاص) است. آسیب‌های فردی: بیش از ۸۵٪ داوطلبان ناکام می‌مانند. نظریه اسناد کلی (۱۹۶۷) نشان می‌دهد شکست به سیستم نسبت داده می‌شود، اما مکانیسم دفاعی به انزوا، افسردگی، اضطراب، اختلالات جسمی (خواب، گوارش، ایمنی) و حتی خودکشی منجر می‌گردد.آسیب‌های خانوادگی: سرزنش (&amp;amp;laquo;این همه خرج کردیم، حرام شد&amp;amp;raquo;)، مقایسه (&amp;amp;laquo;بچه فلانی قبول شد&amp;amp;raquo;)، تحقیر (&amp;amp;laquo;تو هیچی نمی‌شی&amp;amp;raquo;)، حس گناه والدین. این‌ها اعتماد را نابود، فاصله عاطفی ایجاد، ساختار قدرت را مختل (توهم قدرت در موفق‌ها، سرکشی در ناکام‌ها) و حتی به طلاق می‌انجامند.آسیب‌های اجتماعی: کنکور مسابقه سرمایه است؛ رتبه‌های برتر عمدتاً مرفه‌اند. مناطق محروم با دسترسی صفر، حس محرومیت، خشم پنهان، مهاجرت اجباری، چرخه فقر و کاهش انسجام ملی را دامن می‌زنند.نتیجه: سود ناچیز با سرمایه عظیم همخوانی ندارد. کنکور نه آزمون استعداد، بلکه آینه نابرابری است.پیشنهادات: حذف/بازنگری ساختاری کنکور، ارزیابی مستمر، سهمیه واقعی درآمدی، پلتفرم آموزشی رایگان، بورسیه کم‌درآمدها، سلامت روان مدارس، کمپین موفقیت بدون کنکور، ممنوعیت تبلیغ رتبه‌ها.کنکور نابودی نسل‌هاست. بازنگری فوری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی روایت درمانی بر خود شفقت ورزی و رفتارهای پر خطر دانش آموزان پسر مبتلا به خود جرحی بدون خودکشی</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_234709.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی روایت‌ درمانی بر خود شفقت‌ ورزی و رفتارهای پرخطر در دانش‌آموزان پسر مبتلا به خود جرحی بدون خودکشی بود که در آن از روش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه نوجوانان پسر مبتلا به خود جرحی بدون خودکشی در شهرستان اسکو تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1403-144 در مقطع متوسطه مشغول تحصیل بودند. به روش نمونهگیری هدفمند، تعداد 30 نفر دانشآموزان پسر که بابت خود جرحی توسط مشاور مدرسه شناسایی شده بودند و با استفاده از مصاحبه بالینی ساختار یافته (DSM-5)، انتخاب شدند. برای تعیین اثر بخشی از پروتکل درمانی وایت و اپستون (1990) استفاده شد که به صورت گروهی به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای اجرا شد. هر دو گروه، با پرسشنامه‌های خود شفقت ورزی نف (2003) و رفتارهای پرخطر نوجوانان ایرانی زاده محمدی و احمدآبادی (1388)بهعنوان پیشآزمون و بعد از اتمام درمان بهعنوان پسآزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت پس از جمعآوری دادهها از روشهای آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و آمار استنباطی از آزمون تحلیل کو واریانس تک متغیره استفاده شد. سطح معنیداری در کلیه آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها نشان داد در هر دو متغیر خود شفقت ورزی (001/0p</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثربخشی یادگیری معکوس بر خودراهبری یادگیری و انگیزش درونی دانش‌آموزان دوره‌ی دوم ابتدایی</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_234990.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثرگذاری آموزش با رویکرد یادگیری معکوس بر خودراهبری یادگیری و انگیزش درونی دانش‌آموزان دوره‌ی دوم مقطع ابتدایی انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش‌شناسی نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی آماری شامل دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی منطقه ۱۵ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، به تعداد۱۲۶۸۸ نفر بود. تعداد ۸۶ نفر به صورت در دسترس در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت ۱۰ هفته تحت آموزش با رویکرد یادگیری معکوس قرارگرفت، درحالی‌که گروه کنترل آموزش سنتی دریافت کرد. از هرگروه ۲۰ دانش‌آموز به صورت تصادفی انتخاب گردید. پژوهش شامل پرسشنامه‌ی استاندارد خودراهبری یادگیری ویلیامسون(2007) و انگیزش پیشرفت لپر (2005) بود. نتایج نشان داد که پس از کنترل اثر پیش‌آزمون، بین گروه های آزمایش و کنترل، از لحاظ متغیرهای خودراهبری یادگیری (F=4/952,p=0/047) و انگیزش درونی (F=5/844,p=0/021)تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، آموزش با رویکرد یادگیری معکوس به طور معناداری منجر به بهبود ۱۸درصدی توانایی خودراهبری یادگیری و افزایش ۳۲ درصدی انگیزش درونی در گروه آزمایش شده است. با توجه به یافته‌‌ی پژوهش،‌ استفاده از این رویکرد آموزشی می‌تواند به‌ عنوان یک راهبرد موثر در ارتقای کیفیت آموزشی و پرورش یادگیرندگان در دوره‌ی ابتدایی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شکوه بیشتر ایران با دانشگاه و مدرسه مساله محور، هر خانه یک مربی</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_235160.html</link>
      <description>انسان موجودی اجتماعی است؛ چه &amp;amp;laquo;مدنی بالطبع&amp;amp;raquo; و چه &amp;amp;laquo;مدنی بالاضطرار&amp;amp;raquo;، انسان بدون جامعه ناقص می‌ماند و نمی تواند تمدن ساز شود. جامعه‌ی امروز ایران مثل اکثریت جوامع رو به رشد، با مسائل نوظهور و جهش‌یافته‌ای روبه‌روست، مسائلی مانند کاهش همبستگی اجتماعی، فروپاشی خانواده، شکاف نسلی عمیق، اعتیاد دیجیتال، فردگرایی بیمارگونه، بی‌اعتمادی عمومی، طلاق رو به افزایش و ده‌ها آسیب دیگر که ریشه در تحولات سریع جهانی، فشارهای اقتصادی و نفوذ بی‌مهار فناوری دارند. این مسائل دیگر &amp;amp;laquo;مشکلات حاشیه‌ای&amp;amp;raquo; نیستند؛ تهدیدهای جدی ای هستند که اگر درمان نشوند، پیکر جامعه را عفونی و فرومی‌پاشند.در این میان، دانشگاه و مدرسه به‌عنوان قلب تپنده‌ی یک کشور، نمی‌توانند جزیره‌های جداافتاده و مدرک‌محور باقی بمانند. رسالت آن‌ها دیگر صرفاً انتقال دانش فنی و تولید مقاله‌ی ISI نیست؛ باید به نهادی مسئله‌محور و زندگی‌ساز تبدیل شوند که در سه جبهه‌ی هم‌افزا عمل کند: (۱) آموزش مهارت‌های زندگی به‌عنوان هسته‌ی اصلی برنامه درسی، (۲) پژوهش هدفمند بر مسائل واقعی جامعه و ارائه‌ی راه‌حل‌های بومی و عملی، و (۳) تربیت &amp;amp;laquo;هنر زندگی کردن&amp;amp;raquo; با محوریت مدارا، تاب‌آوری، همزیستی مسالمت‌آمیز و اخلاق مدنی.مهم‌ترین پیشنهاد عملی مقاله، اجرای طرح تحول‌آفرین &amp;amp;laquo;هر خانه یک مربی&amp;amp;raquo; است: هر دانشجو و دانش‌آموز، به‌طور اجباری و اعتباردار، در دوره‌ای مشخص به‌عنوان مربی به خانواده‌ها، محله‌ها و روستاها اعزام شود و مهارت‌های زیستن در هزاره‌ی جدید را نه فقط با سخن، بلکه با رفتار خود آموزش دهد. این طرح، میلیون‌ها جوان و نوجوان را به عوامل واقعی تغییر تبدیل می‌کند و موج گسترده‌ای از همبستگی، تاب‌آوری و امید را در جامعه جاری می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش جرأت‌ورزی بر خودآگاهی و پرخاشگری در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_235306.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش جرات‌ورزی بر خودآگاهی و پرخاشگری در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر صومعه سرا بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایهی پنجم و ششم شهر صومعه سرا در مدارس دولتی بودند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 28 نفر (14 نفر گروه آزمایش) و (14 نفر گروه کنترل) بود که به صورت هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامه‌های خودآگاهی فنیگستین، شیر و باس (1975) و پرخاشگری کودکان دبستانی شهیم (1385) در طی دو مرحله (پیش آزمون و پس آزمون) مورد بررسی قرار گرفتند. برای گروه آزمایش، 8 جلسه آموزش جرات‌ورزی اجرا شد و گروه کنترل در انتظار آموزش قرار گرفتند. جهت تحلیل داده‌ها از شیوه‌های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار و فراوانی و درصد) و جهت بررسی فرضیه‌های پژوهش از تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار آماری spss ویرایش 26 استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که آموزش جرات‌ورزی بر خودآگاهی و پرخاشگری در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی موثر است. در نتیجه می‌توان بیان کرد ارتقای مهارت جرات‌ورزی می‌تواند تا حد زیادی بر افزایش خودآگاهی وکاهش رفتارهای پرخاشگرانه در دانش آموزان مقطع ابتدایی موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط بین انگیزش حالتی با سلامت روان دانش آموزان</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_235459.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین انگیزش حالتی و سلامت روان دانش‌آموزان با تأکید بر نقش عوامل مدرسه‌ای است. انگیزش حالتی به‌عنوان نوعی انگیزش ناپایدار و وابسته به موقعیت، تحت تأثیر ادراک دانش‌آموز از محیط یادگیری، سبک‌های تعاملی معلم، ساختار کلاس و جو مدرسه قرار دارد. براساس یافته‌های پیشین، رفتارهای بی‌واسطه معلم، بازخوردهای مناسب، تکالیف معنادار و فرصت تصمیم‌گیری، از جمله عوامل تقویت‌کننده انگیزش لحظه‌ای هستند و می‌توانند ادراک هیجانی و عملکرد تحصیلی را بهبود دهند. در سوی دیگر، سلامت روان دانش‌آموزان که طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت حالتی از رفاه هیجانی، توانایی مقابله با استرس و مشارکت مؤثر در فعالیت‌های روزمره است، شدیداً از کیفیت محیط مدرسه و روابط آموزشی تأثیر می‌پذیرد. مرور پیشینه نشان می‌دهد که بی‌انگیزگی با کاهش سلامت روان همبستگی دارد و مداخلاتی چون رفتارهای حمایتی معلم و تمرین‌های روان&amp;amp;shy;شناسی مثبت نظیر سپاسگزاری، می‌توانند هم انگیزش حالتی و هم سلامت روان را ارتقا دهند. مبتنی بر ادبیات نظری، انتظار می‌رود که ایجاد ساختار موثر کلاس (وظیفه، ارزیابی و اختیار)، همراه با رهبری مدرسه حمایتگر و توجه به نیازهای روان‌شناختی دانش‌آموزان، رابطه معناداری میان انگیزش حالتی و سلامت روان ایجاد کند. این چکیده زمینه لازم برای فرموله‌سازی فرضیه‌ها و مدل پژوهشی مطالعات آتی را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه معلم با دانش آموزان که دارای اختلال بیش فعالی و نقص توجه و ارتباط با والدین</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_235959.html</link>
      <description>مقاله ای که در پیش روی شماست در شش بخش شما را با معیارهای DSM5 برای اختلال َADHD ،تعریف و تشخیص کودک بیش فعال،راهکارهای برخورد معلم ووالدین با دانش آموز،انواع بازی وقصه درمانی،تعامل معلم با والدین وکودک، آشنا میسازد. در این مقاله شما خواهید دانست که ابتدا تفاوت دانش اموز بازیگوش و بیش فعال در چیست و چطورمیتوان رفتار دانش آموز بیش فعال خود را با رفتار و نه با داروهای شیمیایی کنترول نمایید. نتیجه کلی این است که خواهید دانست با رفتارمناسب می توانید دانش اموزی منظم و کنترول شده خواهید داشت همچنین دانش اموز بازیگوش خود را به اشتباه بیش فعال نخواهید خواند . امیداست که این مقاله چراغی باشد در مسیر راهنمایی وبهبود ارتباط بین معلمین والدین با دانش اموزان بیش فعال.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی واقعیت درمانی به شیوه گروهی بر افسردگی و عزت نفس دانش‌آموزان دوره متوسطه مبتلا به افسردگی شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236822.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی واقعیت درمانی به شیوه گروهی بر افسردگی و عزت نفس دانش‌آموزان دوره متوسطه مبتلا به افسردگی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی و با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل طراحی گردید. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دوره متوسطه شهرستان اردبیل بود که علائم افسردگی داشتند. از این میان، تعداد ۳۴ نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل، هر گروه ۱۷ نفر، تقسیم شدند. گروه آزمایشی تحت آموزش واقعیت درمانی به صورت گروهی در ۱۲ جلسه ۶۰ دقیقه‌ای قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. برای اندازه‌گیری افسردگی و عزت نفس، از پرسشنامه افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ استفاده شد. داده‌های پیش‌آزمون و پس‌آزمون با بهره‌گیری از تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تجزیه و تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که پس از مداخله، میانگین نمرات افسردگی در گروه آزمایشی به طور معناداری کاهش و میانگین نمرات عزت نفس به طور معناداری افزایش یافت، در مقایسه با گروه کنترل (p &amp;amp;lt; 0.001). این نتایج بیانگر آن است که واقعیت درمانی گروهی می‌تواند به عنوان یک روش مؤثر روانشناختی برای کاهش افسردگی و تقویت عزت نفس در دانش‌آموزان دوره متوسطه مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، یافته‌ها نشان می‌دهند که آموزش گروهی و مشارکت فعال دانش‌آموزان در جلسات، نقش مهمی در افزایش خودآگاهی، مهارت‌های حل مسئله و توانایی مواجهه با مشکلات روانی و اجتماعی دارد. از این رو، استفاده از روش واقعیت درمانی گروهی در مدارس می‌تواند به عنوان یک راهبرد پیشگیرانه و درمانی برای بهبود سلامت روان نوجوانان مفید باشد و به ارتقای کیفیت زندگی و عملکرد تحصیلی آنان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرگذاری استفاده از مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر مولفه های سازگاری(اجتماعی، عاطفی، آموزشی) دانش‌آموزان دختر شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236823.html</link>
      <description>توان سازگاری نقش مهمی در تأمین سلامت روانی و جسمانی دارد و به فرد امکان می‌دهد با موقعیت‌ها و شرایط جدید هماهنگ شود و پاسخ‌های مناسب ارائه دهد. با توجه به اهمیت سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی در موفقیت تحصیلی و رشد روانی دانش‌آموزان، استفاده از مداخلات مشاوره‌ای گروهی به ویژه با رویکرد تحلیل رفتار متقابل (TA) می‌تواند به عنوان یک روش مؤثر برای تقویت این مهارت‌ها مطرح شود. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر مولفه‌های سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه بود. این پژوهش به روش آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل طراحی شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان اردبیل بود و نمونه‌ای 30 نفری از دانش‌آموزانی که پایین‌ترین نمرات سازگاری را کسب کرده بودند، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار اندازه‌گیری، پرسشنامه سازگاری سینها و سینگ بود که شامل 60 سؤال در سه حوزه سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی می‌باشد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل کوواریانس و آزمون T گروه‌های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل تأثیر معنی‌داری بر افزایش سازگاری دانش‌آموزان در هر سه مولفه اجتماعی، عاطفی و آموزشی داشته است (F=56/4، P&amp;amp;lt;0/05) این نتایج بیانگر آن است که روش مذکور توانایی بهبود مهارت‌های سازگاری در دانش‌آموزان و ارتقای تعاملات اجتماعی و موفقیت تحصیلی آنان را داراست. نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل به عنوان یک مداخله مؤثر و عملیاتی در مدارس می‌تواند نقش کلیدی در تقویت سازگاری دانش‌آموزان، پیشگیری از ناسازگاری‌های اجتماعی و عاطفی و ارتقای عملکرد تحصیلی ایفا کند و استفاده از این روش در برنامه‌های روان‌شناسی مدرسه‌محور توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین رهبری اخلاقی با اعتماد سازمانی دبیران مدارس دوره اول متوسطه آموزش و پرورش شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236825.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی رابطه بین رهبری اخلاقی مدیران مدارس با اعتماد سازمانی دبیران مدارس دوره اول متوسطه آموزش و پرورش شهرستان اردبیل است. رهبری اخلاقی به‌عنوان سبکی از رهبری مبتنی بر ارزش‌هایی نظیر صداقت، عدالت، مسئولیت‌پذیری و احترام به کارکنان، نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش‌ها و باورهای سازمانی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دبیران زن و مرد شاغل در مدارس دوره اول متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1405&amp;amp;ndash;1404 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، نمونه‌ای از آنان انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه رهبری اخلاقی و پرسشنامه اعتماد سازمانی استفاده گردید که روایی و پایایی آن‌ها مورد تأیید قرار گرفت. جهت تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی استفاده شد. نرمال بودن داده‌ها با آزمون کولموگروف&amp;amp;ndash;اسمیرنوف بررسی و تأیید شد. برای آزمون فرضیه پژوهش از مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین رهبری اخلاقی مدیران مدارس و اعتماد سازمانی دبیران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، به‌گونه‌ای که افزایش رفتارهای اخلاق‌مدار مدیران موجب ارتقای سطح اعتماد دبیران به سازمان می‌شود. بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که رهبری اخلاقی نقش مؤثری در تقویت اعتماد سازمانی دبیران مدارس دارد. مدیرانی که در تصمیم‌گیری‌ها انصاف را رعایت می‌کنند، رفتار صادقانه دارند و به شأن حرفه‌ای دبیران احترام می‌گذارند، زمینه ایجاد اعتماد پایدار در محیط مدرسه را فراهم می‌سازند. بنابراین، توجه به توسعه رهبری اخلاقی در مدارس می‌تواند به بهبود روابط سازمانی و ارتقای سلامت سازمانی نظام آموزشی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط بین هوش معنوی و الگوهای ذهنی (طرحواره‌ها) در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236824.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین هوش معنوی و الگوهای ذهنی (طرحواره‌ها) در میان دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ انجام شد. جامعه آماری این مطالعه شامل ۲۲۰۰ دانش‌آموز دختر و پسر بود که از میان آن‌ها، تعداد ۳۷۵ نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری سیستماتیک و در دسترس انتخاب شدند. از این نمونه، ۱۸۰ نفر دختر و ۱۹۵ نفر پسر بودند. برای سنجش هوش معنوی، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (۲۰۰۸) و برای ارزیابی الگوهای ذهنی، پرسشنامه طرحواره‌های ناسازگار یانگ (۱۹۹۹) مورد استفاده قرار گرفت. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از روش‌های آماری مناسب تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش معنوی و طرحواره استحقاق در هر دو گروه دختران و پسران رابطه منفی و معنادار وجود دارد، به این معنا که دانش‌آموزانی که سطح هوش معنوی بالاتری دارند، کمتر به طرحواره استحقاق گرایش نشان می‌دهند. همچنین، هوش معنوی با سایر طرحواره‌ها از جمله خودآگاهی، معنا‌سازی شخصی، آگاهی متعالی، تفکر وجودی، محرومیت هیجانی، رهاشدگی، بی‌اعتمادی، انزوای اجتماعی، نقص و شرم، شکست، وابستگی-بی‌کفایتی، آسیب‌پذیری، خودتحول‌نیافته، اطاعت، ایثار، بازداری هیجانی و معیارهای سرسختانه رابطه معنادار نشان نداد. این یافته‌ها بیانگر آن است که هوش معنوی به طور ویژه با طرحواره استحقاق مرتبط است و تأثیر قابل توجهی بر سایر الگوهای ذهنی ناسازگار ندارد. نتایج این پژوهش می‌تواند در طراحی برنامه‌های آموزشی و مداخلاتی روانشناختی با هدف ارتقای سلامت روان و تقویت هوش معنوی نوجوانان مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل رابطه میان هوش هیجانی و توانایی حل مسئله با تمرکز بر نقش مدیریت هیجانات در میان دانش‌آموزان شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236826.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل رابطه میان هوش هیجانی و توانایی حل مسئله دانش‌آموزان، با تمرکز ویژه بر نقش مدیریت هیجانات انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش‌آموزان پسر دوره متوسطه دوم استان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۴&amp;amp;ndash;۱۴۰۵ بود. با توجه به وسعت جامعه، از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده شد و شهرستان اردبیل به عنوان نمونه انتخاب گردید. در نهایت، تعداد ۱۸۷ نفر از دانش‌آموزان به عنوان گروه نمونه در مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه هوش هیجانی شات، پرسشنامه حل مسئله هپنر و پترسون و پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان بود که اعتبار و روایی آنها پیش از اجرا مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده‌ها، ابتدا از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار استفاده شد تا وضعیت کلی متغیرها روشن شود. سپس با استفاده از آمار استنباطی و آزمون‌های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SmartPLS، روابط میان هوش هیجانی، توانایی حل مسئله و مدیریت هیجانات بررسی گردید. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و مدیریت هیجانات رابطه مثبت و معناداری وجود داردو همچنین توانایی حل مسئله نیز با مدیریت هیجانات ارتباط مثبت و معناداری نشان داد علاوه بر این، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که هوش هیجانی و حل مسئله به طور هم‌زمان قادر به پیش‌بینی مدیریت هیجانات دانش‌آموزان هستند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که آموزش و تقویت مهارت‌های هوش هیجانی و توانایی حل مسئله نه تنها به بهبود مدیریت هیجانات دانش‌آموزان کمک می‌کند، بلکه می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای توانایی‌های روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان ایفا نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه دشواری در تنظیم هیجان با نارضایتی از تصویر بدن، نشخوار فکری و رفتارهای خوردن در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1405</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236827.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی رابطه دشواری در تنظیم هیجان با نارضایتی از تصویر بدن، نشخوار فکری و رفتارهای خوردن در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی و در چارچوب مطالعات کاربردی طراحی شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1405&amp;amp;ndash;1404 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، تعداد ۲۰۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر (۲۰۰۴)، پرسشنامه نارضایتی از تصویر بدن لیتلتون (۲۰۰۵)، پرسشنامه نشخوار فکری تراپنل&amp;amp;ndash;کمپل (۱۹۹۹) و پرسشنامه رفتارهای خوردن داچ (۱۹۸۶) بود که پایایی و روایی آن‌ها پیش‌تر در مطالعات داخلی و بین‌المللی تأیید شده بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، شامل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین دشواری در تنظیم هیجان و ترکیبی از نارضایتی از تصویر بدن، نشخوار فکری و رفتارهای خوردن رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (r = 0.572، p &amp;amp;lt; 0.001) و این متغیرها توانستند بخش قابل توجهی از واریانس دشواری تنظیم هیجان را پیش‌بینی کنند. تحلیل رگرسیونی نشان داد که نشخوار فکری بیشترین تأثیر را دارد (&amp;amp;beta; = 0.564) و پس از آن رفتارهای خوردن و نارضایتی از تصویر بدن قرار دارند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که نگرش منفی نسبت به بدن و پردازش‌های شناختی منفی مانند نشخوار فکری می‌توانند زمینه‌ساز دشواری در تنظیم هیجان در دانش‌آموزان باشند. بر اساس نتایج، توصیه می‌شود برنامه‌های آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان و مداخلات شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری در مدارس برای کاهش نشخوار فکری و بهبود مدیریت هیجانات دانش‌آموزان اجرا شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه بیش‌فعالی و پرخاشگری با اضطراب امتحان و میزان درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236828.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ویژگی‌های رفتاری بیش‌فعالی و پرخاشگری با اضطراب امتحان و میزان درگیری تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی انجام گرفت. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، در زمره پژوهش‌های توصیفی از نوع همبستگی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه یک شهر اردبیل در سال تحصیلی 1405&amp;amp;ndash;1404 تشکیل دادند که از میان آن‌ها، نمونه‌ای متشکل از 183 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی و بر اساس معیارهای آماری انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها از ابزارهای استاندارد سنجش بیش‌فعالی، پرخاشگری، اضطراب امتحان و درگیری تحصیلی استفاده گردید. داده‌های حاصل با بهره‌گیری از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون نرمال بودن، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل‌ها حاکی از آن بود که پرخاشگری ارتباطی مستقیم و معنادار با اضطراب امتحان داشته و در مقابل، با کاهش سطح درگیری تحصیلی همراه است. همچنین یافته‌ها نشان داد که بیش‌فعالی به‌طور معناداری می‌تواند افزایش اضطراب امتحان و کاهش مشارکت و درگیری تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی کند. شاخص‌های چندمتغیره نیز بیانگر شدت و معناداری اثر این متغیرهای رفتاری بر پیامدهای هیجانی و تحصیلی بودند. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، می‌توان نتیجه گرفت که بیش‌فعالی و پرخاشگری از عوامل مهم و تأثیرگذار بر وضعیت هیجانی و میزان درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی محسوب می‌شوند و توجه به این عوامل می‌تواند نقش مؤثری در برنامه‌ریزی‌های آموزشی و مداخلات روان‌شناختی مدارس ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر استفاده از محتوای دیجیتال بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان دختر شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236829.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل ارتباط میان استفاده از محتوای دیجیتال و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه در شهر اردبیل است. این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفی همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل 1631 دانش‌آموز می‌باشد. نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انجام شده و 183 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های محقق‌ساخته برای سنجش میزان و کیفیت استفاده از محتوای دیجیتال و همچنین پرسشنامه استاندارد پیشرفت تحصیلی درتاج (۱۳۸۳) جمع‌آوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس در نرم‌افزار SPSS صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که بین هر دو بعد میزان و کیفیت استفاده از محتوای دیجیتال با پیشرفت تحصیلی کل، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، هرچند شدت این رابطه ضعیف است. بررسی ابعاد مختلف پیشرفت تحصیلی نشان داد که میزان استفاده از محتوای دیجیتال با بعد &amp;amp;laquo;برنامه‌ریزی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فقدان کنترل پیامد&amp;amp;raquo; رابطه مثبت و قوی دارد. همچنین کیفیت استفاده نیز با ابعاد &amp;amp;laquo;برنامه‌ریزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تأثیرات هیجانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فقدان کنترل پیامد&amp;amp;raquo; رابطه معناداری را نشان می‌دهد. نتایج همچنین حاکی از آن است که دانش‌آموزانی که در هر دو بعد میزان و کیفیت استفاده در سطح بالایی قرار دارند، پیشرفت تحصیلی بیشتری را تجربه می‌کنند. به‌طور کلی، نتیجه‌گیری این پژوهش نشان می‌دهد که رابطه میان محتوای دیجیتال و پیشرفت تحصیلی پیچیده و چندبعدی است و برای دستیابی به اثرات واقعی، علاوه بر افزایش میزان استفاده، توجه به کیفیت و راهبردهای صحیح استفاده از این محتوا نیز ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر استفاده از شیوه های درمان شناختی&amp;ndash;رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش میزان تاب آوری دانش آموزان شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236830.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه، ارزیابی اثربخشی درمان شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش تاب‌آوری دانش‌آموزان می‌باشد. این پژوهش به‌صورت آزمایشی و با استفاده از طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان سال دوازدهم شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1405-1404 بود. در این مطالعه، 30 نفر از دانش‌آموزانی که دارای سطح اضطراب بالایی بودند، به‌طور هدفمند انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم‌بندی شدند. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت آموزش درمان شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی قرار گرفتند. این جلسات شامل تمرینات عملی و نظری بودند که به دانش‌آموزان کمک می‌کردند تا مهارت‌های لازم برای مدیریت استرس و افزایش تاب‌آوری را فرا بگیرند. ابزار اصلی پژوهش، پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون بود که برای سنجش میزان تاب‌آوری دانش‌آموزان استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله درمان شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب افزایش معنادار تاب‌آوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p&amp;amp;lt;0.001). این یافته‌ها به‌وضوح نشان می‌دهند که درمان شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مؤثر در ارتقای تاب‌آوری دانش‌آموزان مورد استفاده قرار گیرد. نتایج این پژوهش می‌تواند به معلمان، مشاوران و متخصصان روان‌شناسی کمک کند تا از این شیوه درمانی در راستای بهبود سلامت روان دانش‌آموزان و افزایش تاب‌آوری آن‌ها بهره‌برداری کنند. همچنین، این مطالعه می‌تواند به عنوان یک الگو برای پژوهش‌های آینده در زمینه تأثیر روش‌های درمانی بر روی دانش‌آموزان و جوانان در شرایط مشابه مورد استفاده قرار گیرد. به‌طور کلی، نتایج این پژوهش تأکید می‌کند که استفاده از درمان شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک راهکار مؤثر در کاهش اضطراب و افزایش تاب‌آوری در دانش‌آموزان به شمار آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر میزان سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان دارای رفتارهای پرخاشگرانه شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236831.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی برنامه آموزش هوش هیجانی و بررسی اثربخشی آن بر سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان پرخاشگر دوره اول متوسطه انجام شد. پرخاشگری از جمله مشکلات رفتاری شایع در دوره اول متوسطه است که می‌تواند پیامدهای منفی متعددی بر روابط بین‌فردی، تعاملات اجتماعی، سازگاری اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان به همراه داشته باشد.روش پژوهش آزمایشی و از نوع طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش‌آموزان پرخاشگر دوره اول متوسطه بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی، تعداد 30 نفر از آنان انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (14 نفر) و گروه گواه (16 نفر) جای‌دهی شدند. به‌منظور سنجش سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان، از پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا (CPI)، زیرمقیاس سازگاری اجتماعی استفاده شد. علاوه بر این، برنامه آموزش هوش هیجانی طراحی‌شده در قالب 7 جلسه آموزشی برای گروه آزمایشی اجرا شد، در حالی که گروه گواه در طول این مدت هیچ‌گونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. پس از اجرای مداخله، داده‌های حاصل با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر نمرات پیش‌آزمون، بین گروه آزمایشی و گروه گواه از نظر سازگاری اجتماعی در مرحله پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود دارد؛ به‌طوری‌که آموزش هوش هیجانی منجر به افزایش معنادار سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان پرخاشگر در گروه آزمایشی شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آموزش هوش هیجانی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله آموزشی مؤثر در ارتقای سازگاری اجتماعی و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش‌آموزان دوره اول متوسطه مورد توجه مشاوران و برنامه‌ریزان آموزشی قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر توانایی‌های مدیریت هیجان و حل مسئله بر میزان انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236832.html</link>
      <description>در شرایط پیچیده و پرچالش دنیای امروز، موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان تنها به توانایی‌های شناختی محدود نمی‌شود و عوامل هیجانی و مهارت‌های فردی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد انگیزه و پیشرفت تحصیلی ایفا می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مدیریت هیجان و مهارت‌های حل مسئله در پیش‌بینی میزان انگیزه پیشرفت دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی و از نظر هدف کاربردی محسوب می‌شود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل بود که نمونه‌ای ۱۷۶ نفری به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه مدیریت هیجان، پرسشنامه مهارت‌های حل مسئله و پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی استفاده شد. داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار SmartPLS و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آزمون‌های استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین مدیریت هیجان و انگیزه پیشرفت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مهارت‌های حل مسئله نیز با انگیزه پیشرفت به طور مستقیم مfرتبط هستند. تحلیل رگرسیونی نشان داد که متغیرهای مدیریت هیجان و حل مسئله قادرند به شکل قابل توجهی انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی کنند. بر این اساس، تقویت توانایی‌های هیجانی و مهارت‌های حل مسئله می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در افزایش انگیزه پیشرفت و ارتقای عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر توانبخشی شناختی بر حافظه کاری و سرعت پردازش کودکان اختلال نقص توجه / بیش فعالی</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236835.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی بر حافظه کاری و سرعت پردازش بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین کودکان 7-12 ساله با تشخیص اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بر اساس ملاکهای DSM-5 ، 30 کودک به صورت در دسترس از مراکز روان درمانی تبریز در سال 1397 انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و آزمونهای حافظه کاری و سرعت پردازش وکسلر چهار (خرده آزمونهای ظرفیت اعداد، توالی عدد-حروف، نمادیابی و رمزنویسی) ابزارهای این مطالعه بودند و بر اساس نتایج پیش آزمون گروه آزمایش در1۱ جلسه 94 دقیقه ای توانبخشی شناختی شرکت نمودند. همچنین پس از اتمام مداخله کودکان مجدد مورد سنجش واقع شـدند. داده های با استفاده از نرم افزار SPSS18 آزمونهای تحلیل توصیفی و مانوا تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که نمره حافظه کاری (ظرفیت عدد) و سرعت پردازش (نمادیابی و رمزنویسی) گروه آزمایش در پس آزمون نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری دارد((p&amp;amp;lt;0.001ولی در آزمون توالی عدد-حروف بین دو گروه تفاوت معنادار مشاهده نشد. براساس یافته های این پژوهش، می توان گفت که توانبخشی شناختی بر سرعت پردازش و بخشی از علائم حافظه کاری کودکان با علائم نقص توجه/بیش فعالی تأثیر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین هوش هیجانی معلمان با مدیریت کلاس درس دوره اول ابتدایی شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236841.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی معلمان و مدیریت کلاس درس دوره اول ابتدایی انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان شاغل در دوره اول ابتدایی مدارس ابتدایی بود که در سال تحصیلی 1405&amp;amp;ndash;1404 مشغول به فعالیت بودند. بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و با استفاده از فرمول کوکران، نمونه‌ای به حجم ۱۹۳ نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه هوش هیجانی شات و همکاران (1998) و پرسشنامه مدیریت کلاس درس امیر یزدی و عالی (1387) بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. در بخش آمار توصیفی از شاخص‌های میانگین، انحراف معیار و فراوانی و در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف&amp;amp;ndash;اسمیرنوف به‌منظور بررسی نرمال بودن توزیع داده‌ها و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای آزمون فرضیه‌های پژوهش استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی معلمان و مدیریت کلاس درس رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که مؤلفه‌های هوش هیجانی قادرند بخش قابل‌توجهی از واریانس مدیریت کلاس درس را تبیین کنند و در این میان، هوش هیجانی نقش پیش‌بین قوی‌تری نسبت به سایر مؤلفه‌ها دارد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده می‌توان نتیجه گرفت که معلمانی که از سطح بالاتری از هوش هیجانی برخوردارند، در مدیریت رفتارهای کلاسی، ایجاد نظم، برقراری تعاملات مثبت و فراهم‌سازی محیط یادگیری مطلوب موفق‌تر عمل می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بین هوش هیجانی معلمان با سلامت روانی دانش اموزان دوره اول ابتدایی شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236842.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی معلمان و سلامت روانی دانش‌آموزان دوره اول ابتدایی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان شاغل در دوره اول ابتدایی مدارس شهرستان اردبیل بود که بر اساس آمار آموزش‌وپرورش، تعداد آن‌ها ۳۸۹ نفر گزارش شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و بر اساس فرمول کوکران، ۱۹۳ نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه هوش هیجانی شات و همکاران (1998) و پرسشنامه سلامت روانی عمومی (GHQ-28) بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. در بخش آمار توصیفی از شاخص‌های میانگین، انحراف معیار و فراوانی و در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف&amp;amp;ndash;اسمیرنوف به‌منظور بررسی نرمال بودن توزیع داده‌ها و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای آزمون فرضیه‌های پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی معلمان و سلامت روانی دانش‌آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی معلمان قادر است بخش قابل‌توجهی از واریانس سلامت روانی دانش‌آموزان را تبیین کند. این یافته‌ها بیانگر آن است که معلمانی که از سطح بالاتری از هوش هیجانی برخوردارند، با ایجاد تعاملات عاطفی مثبت، درک بهتر نیازهای هیجانی دانش‌آموزان و مدیریت مناسب هیجان‌ها، می‌توانند نقش مؤثری در کاهش اضطراب، استرس و مشکلات روانی دانش‌آموزان ایفا کنند</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین رهبری اخلاقی با توانمندسازی دبیران مدارس دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1405-1404</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_236843.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین رهبری اخلاقی و توانمندسازی دبیران مدارس دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش شهرستان اردبیل انجام شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل ۵۴۷ نفر از دبیران زن و مرد شاغل در مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1405&amp;amp;ndash;1404 بود که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۲۲۶ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه رهبری اخلاقی کارلشون (2011) و پرسشنامه توانمندسازی کارکنان اسپریتزر و میشرا (1992) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و مدل‌یابی معادلات ساختاری PLS تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که بین رهبری اخلاقی و توانمندسازی دبیران رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و معلمان تحت رهبری اخلاقی مدیران، احساس خودکارآمدی، استقلال حرفه‌ای و مشارکت بالاتری در تصمیم‌گیری‌های آموزشی تجربه کردند. همچنین تحلیل میانجی‌گری اعتماد سازمانی نشان داد که این متغیر نقش میانجی جزئی بین رهبری اخلاقی و توانمندسازی دبیران ایفا می‌کند، به‌گونه‌ای که مسیر مستقیم و مسیر غیرمستقیم از طریق اعتماد سازمانی هر دو معنادار بودند. ضریب مسیر کل بین رهبری اخلاقی و توانمندسازی دبیران با در نظر گرفتن میانجی اعتماد سازمانی برابر با ۰.877 به دست آمد که نشان‌دهنده اثر قابل توجه رهبری اخلاقی بر توانمندسازی دبیران، هم به‌صورت مستقیم و هم از طریق افزایش اعتماد سازمانی است. این نتایج بیانگر آن است که ارتقای رفتارهای اخلاقی رهبران مدارس می‌تواند اعتماد سازمانی دبیران را افزایش داده و به توانمندسازی آن‌ها، بهبود کیفیت تدریس و ارتقای عملکرد مدرسه منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر شیوه‌های حمایت از دانش‌آموزان مبتلا به میگرن و شناسایی راهکارهای مؤثر برای موفقیت تحصیلی آنان</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_235902.html</link>
      <description>میگرن یکی از اختلالات شایع سردرد در دانش‌آموزان است که به‌ویژه در دوران نوجوانی تأثیرات قابل توجهی بر سلامت جسمی، روانی و تحصیلی این گروه از افراد دارد. شیوع میگرن در این گروه جمعیتی تقریباً 7.7% است و می‌تواند باعث بروز مشکلاتی همچون کاهش کیفیت خواب، حساسیت به نور و صدا، اختلالات شناختی و کاهش توانایی در تمرکز شود. علائم میگرن، در کنار فشارهای محیطی مدرسه، می‌تواند مشکلات زیادی را برای دانش‌آموزان مبتلا ایجاد کند و باعث غیبت از مدرسه، افت تحصیلی و مشکلات اجتماعی گردد. این پژوهش به بررسی چالش‌های مختلفی می‌پردازد که دانش‌آموزان مبتلا به میگرن در مدارس با آن مواجه هستند و راهکارهایی برای حمایت از این دانش‌آموزان در محیط مدرسه پیشنهاد می‌دهد. از جمله این راهکارها، ایجاد تسهیلات محیطی، تغییرات در برنامه زمانی مدرسه، تنظیم ساعات مدرسه و بهره‌برداری از حمایت‌های روانی و اجتماعی است. همچنین، آگاهی‌بخشی به معلمان و همکلاسی‌ها و مشاوره برای مدیریت استرس می‌تواند تأثیرات مثبت زیادی بر کیفیت زندگی و موفقیت تحصیلی این دانش‌آموزان داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین حمایت سازمانی ادراک‌شده و اشتیاق شغلی معلمان ابتدایی شهر اصفهان</title>
      <link>https://www.jmhs.ir/article_234964.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین حمایت سازمانی ادراک‌شده و اشتیاق شغلی در میان معلمان دوره ابتدایی شهر اصفهان است. این مطالعه با توجه به نقش تعیین‌کننده حمایت‌های سازمانی در بهبود انگیزش، انرژی روانی و کیفیت عملکرد معلمان انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی معلمان ابتدایی شهر اصفهان بود که نمونه‌ای به روش مناسب انتخاب و داده‌ها از طریق پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک‌شده آیزنبرگر و همکاران (1986) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی و سالوانا (2001) جمع‌آوری شد. پایایی ابزارها از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. تحلیل داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد حمایت سازمانی ادراک‌شده تأثیر مثبت و معناداری بر اشتیاق شغلی معلمان دارد؛ به‌گونه‌ای که افزایش حمایت سازمانی با ارتقای شوق، انرژی و دلبستگی معلمان به فعالیت‌های آموزشی همراه است. این یافته‌ها تأکید می‌کند که توجه سازمان به نیازهای معلمان، ایجاد عدالت و فراهم‌کردن بسترهای حمایتی مناسب می‌تواند به افزایش انگیزش درونی و اشتیاق شغلی آنان منجر شود. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود مدیران آموزشی، سیاست‌های حمایتی مؤثر و برنامه‌های غنی‌سازی شغلی را به‌عنوان راهبردی کلیدی برای ارتقای کیفیت تدریس مدنظر قرار دهند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
